درباره وبلاگ با عرض سلام امیدوارم حد اقل یکیتون این مطالبو بخونید تا با این انگیزه به کارم ادامه بدم اگه با تبادل لینک موافقید در قسمت نظرات من و در جریان بزارید ممنون منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها نوشته هاي پيشين هفته اوّل مهر 1388هفته چهارم شهریور 1388هفته سوم شهریور 1388هفته اوّل فروردین 1388هفته چهارم اسفند 1387هفته چهارم مرداد 1387هفته اوّل مرداد 1387 پيوندهاي روزانه .:: قالب ساز ::. قالب های وبلاگ قالب های رایگان بلاگفا در انتظار مهدی(عج) عاشقان ظهور به نام اوکه تنهاست به نام عشق کتابخانه دیجیتال واکترونیکی موسسه تحقیقاتی ولیعصر عطر شهادت بزرگترین کلوپ هواداران یوونتوس آرشيو پيوندها پيوندها .:: قالب ساز ::. .:: اخرالزمان ومهدويت ::. داستانك هاي مهدوي ويترين كتاب موسسه علمي فرهنگي مسيحا عطر گل ياس سبز دوستان اندیشه آزاد هیئت منتظران مهدی (عج) یادداشتهای یک دانشجوی دهاتی ترس از حقیقت انقلاب سبز راه سبز امید لوگوي دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات + + + خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست <<تقسیم عادلانه>> دوباره سلام حیفم می آد که این قطعه های قشنگ از قیصر امین پورو براتون نزارم لطفا تا آخر بخونید خیلی جالب امیدوارم با نظرات سازندتون مارو در بهتر سازی این وبلاگ همراهی کنید . <<تقسیم عادلانه>> من هم سن و سال پسر تو هستم، تو هم سن و سال پدر من هستی پسر تو درس می خواند وکار نمی کند من کار می کنم درس نمی خوانم. پدر من نه کار دارد نه خانه تو هم کارداری ،هم خانه ، هم کارخانه من در کارخانه ی تو کار می کنم. ودر این کارخانه همه چیز عادلانه تقسیم شده است: سود آن برای تو،دود آن برای من من کار می کنم ،تو احتکار می کنی من بار می کنم،تو انبار می کنی. من رنج می برم ،تو گنج می بری من در کار خانه ی تو کار می کنم. ودر این جا هیچ فرقی بین من و تو نیست: وقتی که من کار می کنم ،تو خسته می شوی، وقتی که من خسته می شوم ،تو برای استراحت به شمال می روی، وقتی که من بیمار می شوم ،تو برای معالجه به خارج می روی. من در کار خانه ی تو کار می کنم. کار خانه ی تو خیلی بزرگ است اما کار خانه ی تو هر قدر هم که باشد، از کار خانه ی خدا که بزرگ تر نیست. کا رخانه ی خدا از همه یس کارخانه ها بزرگ تر است در کار خانه ی خدا همه ی کار ها به نوبت است، در کار خانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود. در کارخانه ی خدا همه کار می کنند. در کار خانه ی خدا، حتی خدا هم کار می کند. |لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 16:1 توسط راه سبز | من حاشیه نشین هستم باز هم سالی دیگر آمد جمعه ها گذشتند و گذشتند اما تو نیامدی ... تو این قسمت یکی از نوشته های قیصر امین پور که به نظرم جالب اومد گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.. ما حاشیه نشین هستیم ((مادرم میگویدپدرت هم حاشیه نشین بود،در حاشیه به دنیا آمددر حاشیه جان کند،یعنی زندگی کرددر حاشیه مرد.)) من در حاشیه به دنیا آمده ام. ولی نمی خواهم در حاشیه بمیرم. برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد. خواهرم همیشه مریض است همیشه گریه می کند گاهی در حاشیه ی گریه،کمی هم می خندد. مادرم می گوید ((سرنوشت ما در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند.)) او هر شب ستاره ی بخت مرا که در حاشیه ی آسمان سو سو می زند به من نشان می دهد. ولی من می گویم ((این ستاره ی من نیست .)) من در حاشیه به دنیا آمدم، در حاشیه بازی کردم. همراه با سگ ها و گربه ها و مگس ها در حاشیه ی زباله گشتم تا چیز به درد بخوری پیدا کنم. من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم در مدرسه گفتند جا نداریم مادرم گریه. مدیر مدرسه گفت(( آقای ناظم اسمش را در حاشیه ی دفتر بنویس تا ببینم!)) من در حاشیه ی روز،به مدرسه ی شبانه می رفتم. در حاشیه ی کلاس می نشینم. در حاشیه ی مدرسه می نشینم وتوپ بازی بچه ها را نگاه می کنم ، چون لباسم هم رنگ بچه ها نیست. من روز ها در حاشیه ی خیابان کار می کنم بعضی شب ها در حاشیه ی پیاده رو می خوابم . من در پاییز کار می کنم ، زمستان کار میکنم،بهار کار می کنم،تابستان کار می کنم ودر حاشیه ی کار ،کمی هم زندگی می کنم. من در حاشیه ی شهر زندگی می کنم. من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم. ب لبه ی آخر دنیا! من در مدرسه آموخته ام که زمین مثل توپ گرد است و می چرخد. اگر من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم، پس چه طور پایم بر لبه ی زمین نمی لغز دودر عمق فضا پرتاب نمی شوم؟ زندگی در حاشیه ی زمین سخت است. حاشیه بر لب پرتگاه است ، آدم هر لحظه ممکن است بلغزد و سقوط کند. من حاشیه نشین هستم ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم. از معلم پرسیدم((حاشیه یعنی چه)) گفت (( حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیز ،مثل کناره ی لباس یا کتاب ،مثلا بعضی کتاب ها حاشیه دارند وبعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می نویسند; یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آن جا می ریزند.)) من گفتم((مگر آدم ها زباله هستند که بعضی از آن ها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟)) معلم چیزی نگفت من حاشیه نشین هستم. به مسجد می روم،در حاشیه ی مسجد نماز می خوانم ،نزدیک کفش ها در حاشیه ی جلسه ی قر آن می نشینم . من قرآن خواندن را یاد گرفته ام ، قرآن کتاب خوبی است قرآن ما حاشیه ندارد هیچ کلمه ای را در حاشیه ننوشته اند ،اگر هم گاهی کلماتی در حاشیه آن باشد ، آن کلمات حاشیه هم مثل کلمات دیگر عزیزو خوبند . من قرآن را دوسن دارم. خوب است همه چیز مثل قرآن خوب باشد. |لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 19:13 توسط راه سبز | عید 88 مبارک به نام پدید آورنده ی سال ها سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزلر تقدیم تو باد گویندکه لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزارا بار تقدیم تو باد دوستای گلم سلام...... اول فرا رسیدن نوروز 88 رو به همه ی شما تبریک می گم امیدوارم از تک تک لحظه هاتون توی سال جدید به درستی استفاده کنید ببخشید این همه منتظرتون گذاشتم تصمیم گرفتم که یه تحولی توی این وبلاگ ایجاد کنم در مورد موضوعی که دوست دارید وبلاگ و به روز کنم ، هر سئوال یا هر چیزی که مد نظرتون هست تو قسمت نظرات بگید تلاشم و می کنم که خواستتون و انجام بدم . |لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 16:37 توسط راه سبز |
درباره وبلاگ
با عرض سلام امیدوارم حد اقل یکیتون این مطالبو بخونید تا با این انگیزه به کارم ادامه بدم اگه با تبادل لینک موافقید در قسمت نظرات من و در جریان بزارید ممنون
منو اصلي
صفحه نخست
پيوندهاي روزانه
.:: قالب ساز ::.
قالب های وبلاگ قالب های رایگان بلاگفا در انتظار مهدی(عج) عاشقان ظهور به نام اوکه تنهاست به نام عشق کتابخانه دیجیتال واکترونیکی موسسه تحقیقاتی ولیعصر عطر شهادت بزرگترین کلوپ هواداران یوونتوس آرشيو پيوندها
پيوندها
.:: اخرالزمان ومهدويت ::.
داستانك هاي مهدوي ويترين كتاب موسسه علمي فرهنگي مسيحا عطر گل ياس سبز دوستان اندیشه آزاد هیئت منتظران مهدی (عج) یادداشتهای یک دانشجوی دهاتی ترس از حقیقت انقلاب سبز راه سبز امید
لوگوي دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
+ + +
خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست
دوباره سلام حیفم می آد که این قطعه های قشنگ از قیصر امین پورو براتون نزارم لطفا تا آخر بخونید خیلی جالب امیدوارم با نظرات سازندتون مارو در بهتر سازی این وبلاگ همراهی کنید . <<تقسیم عادلانه>> من هم سن و سال پسر تو هستم، تو هم سن و سال پدر من هستی پسر تو درس می خواند وکار نمی کند من کار می کنم درس نمی خوانم. پدر من نه کار دارد نه خانه تو هم کارداری ،هم خانه ، هم کارخانه من در کارخانه ی تو کار می کنم. ودر این کارخانه همه چیز عادلانه تقسیم شده است: سود آن برای تو،دود آن برای من من کار می کنم ،تو احتکار می کنی من بار می کنم،تو انبار می کنی. من رنج می برم ،تو گنج می بری من در کار خانه ی تو کار می کنم. ودر این جا هیچ فرقی بین من و تو نیست: وقتی که من کار می کنم ،تو خسته می شوی، وقتی که من خسته می شوم ،تو برای استراحت به شمال می روی، وقتی که من بیمار می شوم ،تو برای معالجه به خارج می روی. من در کار خانه ی تو کار می کنم. کار خانه ی تو خیلی بزرگ است اما کار خانه ی تو هر قدر هم که باشد، از کار خانه ی خدا که بزرگ تر نیست. کا رخانه ی خدا از همه یس کارخانه ها بزرگ تر است در کار خانه ی خدا همه ی کار ها به نوبت است، در کار خانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود. در کارخانه ی خدا همه کار می کنند. در کار خانه ی خدا، حتی خدا هم کار می کند.
دوباره سلام حیفم می آد که این قطعه های قشنگ از قیصر امین پورو
براتون نزارم لطفا تا آخر بخونید خیلی جالب امیدوارم با نظرات سازندتون
مارو در بهتر سازی این وبلاگ همراهی کنید .
<<تقسیم عادلانه>>
من هم سن و سال پسر تو هستم،
تو هم سن و سال پدر من هستی
پسر تو درس می خواند وکار نمی کند
من کار می کنم درس نمی خوانم.
پدر من نه کار دارد نه خانه
تو هم کارداری ،هم خانه ، هم کارخانه
من در کارخانه ی تو کار می کنم.
ودر این کارخانه همه چیز عادلانه تقسیم شده است:
سود آن برای تو،دود آن برای من
من کار می کنم ،تو احتکار می کنی
من بار می کنم،تو انبار می کنی.
من رنج می برم ،تو گنج می بری
من در کار خانه ی تو کار می کنم.
ودر این جا هیچ فرقی بین من و تو نیست:
وقتی که من کار می کنم ،تو خسته می شوی،
وقتی که من خسته می شوم ،تو برای استراحت به شمال می روی،
وقتی که من بیمار می شوم ،تو برای معالجه به خارج می روی.
کار خانه ی تو خیلی بزرگ است
اما کار خانه ی تو هر قدر هم که باشد،
از کار خانه ی خدا که بزرگ تر نیست.
کا رخانه ی خدا از همه یس کارخانه ها بزرگ تر است
در کار خانه ی خدا همه ی کار ها به نوبت است،
در کار خانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود.
در کارخانه ی خدا همه کار می کنند.
در کار خانه ی خدا، حتی خدا هم کار می کند.
|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 16:1 توسط راه سبز |
باز هم سالی دیگر آمد جمعه ها گذشتند و گذشتند اما تو نیامدی ... تو این قسمت یکی از نوشته های قیصر امین پور که به نظرم جالب اومد گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.. ما حاشیه نشین هستیم ((مادرم میگویدپدرت هم حاشیه نشین بود،در حاشیه به دنیا آمددر حاشیه جان کند،یعنی زندگی کرددر حاشیه مرد.)) من در حاشیه به دنیا آمده ام. ولی نمی خواهم در حاشیه بمیرم. برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد. خواهرم همیشه مریض است همیشه گریه می کند گاهی در حاشیه ی گریه،کمی هم می خندد. مادرم می گوید ((سرنوشت ما در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند.)) او هر شب ستاره ی بخت مرا که در حاشیه ی آسمان سو سو می زند به من نشان می دهد. ولی من می گویم ((این ستاره ی من نیست .)) من در حاشیه به دنیا آمدم، در حاشیه بازی کردم. همراه با سگ ها و گربه ها و مگس ها در حاشیه ی زباله گشتم تا چیز به درد بخوری پیدا کنم. من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم در مدرسه گفتند جا نداریم مادرم گریه. مدیر مدرسه گفت(( آقای ناظم اسمش را در حاشیه ی دفتر بنویس تا ببینم!)) من در حاشیه ی روز،به مدرسه ی شبانه می رفتم. در حاشیه ی کلاس می نشینم. در حاشیه ی مدرسه می نشینم وتوپ بازی بچه ها را نگاه می کنم ، چون لباسم هم رنگ بچه ها نیست. من روز ها در حاشیه ی خیابان کار می کنم بعضی شب ها در حاشیه ی پیاده رو می خوابم . من در پاییز کار می کنم ، زمستان کار میکنم،بهار کار می کنم،تابستان کار می کنم ودر حاشیه ی کار ،کمی هم زندگی می کنم. من در حاشیه ی شهر زندگی می کنم. من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم. ب لبه ی آخر دنیا! من در مدرسه آموخته ام که زمین مثل توپ گرد است و می چرخد. اگر من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم، پس چه طور پایم بر لبه ی زمین نمی لغز دودر عمق فضا پرتاب نمی شوم؟ زندگی در حاشیه ی زمین سخت است. حاشیه بر لب پرتگاه است ، آدم هر لحظه ممکن است بلغزد و سقوط کند. من حاشیه نشین هستم ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم. از معلم پرسیدم((حاشیه یعنی چه)) گفت (( حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیز ،مثل کناره ی لباس یا کتاب ،مثلا بعضی کتاب ها حاشیه دارند وبعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می نویسند; یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آن جا می ریزند.)) من گفتم((مگر آدم ها زباله هستند که بعضی از آن ها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟)) معلم چیزی نگفت من حاشیه نشین هستم. به مسجد می روم،در حاشیه ی مسجد نماز می خوانم ،نزدیک کفش ها در حاشیه ی جلسه ی قر آن می نشینم . من قرآن خواندن را یاد گرفته ام ، قرآن کتاب خوبی است قرآن ما حاشیه ندارد هیچ کلمه ای را در حاشیه ننوشته اند ،اگر هم گاهی کلماتی در حاشیه آن باشد ، آن کلمات حاشیه هم مثل کلمات دیگر عزیزو خوبند . من قرآن را دوسن دارم. خوب است همه چیز مثل قرآن خوب باشد.
باز هم سالی دیگر آمد جمعه ها گذشتند و گذشتند اما تو نیامدی ...
تو این قسمت یکی از نوشته های قیصر امین پور که به نظرم جالب اومد
گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد..
ما حاشیه نشین هستیم
((مادرم میگویدپدرت هم حاشیه نشین بود،در حاشیه به دنیا آمددر حاشیه
جان کند،یعنی زندگی کرددر حاشیه مرد.))
من در حاشیه به دنیا آمده ام.
ولی نمی خواهم در حاشیه بمیرم.
برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد.
خواهرم همیشه مریض است همیشه گریه می کند گاهی در حاشیه ی
گریه،کمی هم می خندد.
مادرم می گوید ((سرنوشت ما در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند.))
او هر شب ستاره ی بخت مرا که در حاشیه ی آسمان سو سو می زند به
من نشان می دهد.
ولی من می گویم ((این ستاره ی من نیست .))
من در حاشیه به دنیا آمدم،
در حاشیه بازی کردم.
همراه با سگ ها و گربه ها و مگس ها در حاشیه ی زباله گشتم تا چیز
به درد بخوری پیدا کنم.
من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم
در مدرسه گفتند جا نداریم
مادرم گریه. مدیر مدرسه گفت(( آقای ناظم اسمش را در حاشیه ی
دفتر بنویس تا ببینم!))
من در حاشیه ی روز،به مدرسه ی شبانه می رفتم.
در حاشیه ی کلاس می نشینم.
در حاشیه ی مدرسه می نشینم وتوپ بازی بچه ها را نگاه می کنم ،
چون لباسم هم رنگ بچه ها نیست.
من روز ها در حاشیه ی خیابان کار می کنم بعضی شب ها در حاشیه ی
پیاده رو می خوابم .
من در پاییز کار می کنم ، زمستان کار میکنم،بهار کار می کنم،تابستان
کار می کنم ودر حاشیه ی کار ،کمی هم زندگی می کنم.
من در حاشیه ی شهر زندگی می کنم.
من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم. ب لبه ی آخر دنیا!
من در مدرسه آموخته ام که زمین مثل توپ گرد است و می چرخد.
اگر من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم، پس چه طور پایم بر لبه ی
زمین نمی لغز دودر عمق فضا پرتاب نمی شوم؟
زندگی در حاشیه ی زمین سخت است.
حاشیه بر لب پرتگاه است ، آدم هر لحظه ممکن است بلغزد و سقوط کند.
من حاشیه نشین هستم
ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
از معلم پرسیدم((حاشیه یعنی چه))
گفت (( حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیز ،مثل کناره ی لباس یا
کتاب ،مثلا بعضی کتاب ها حاشیه دارند وبعضی از کلمات کتاب را در
حاشیه می نویسند; یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آن جا
می ریزند.))
من گفتم((مگر آدم ها زباله هستند که بعضی از آن ها را در حاشیه ی
شهر ریخته اند؟))
معلم چیزی نگفت
من حاشیه نشین هستم.
به مسجد می روم،در حاشیه ی مسجد نماز می خوانم ،نزدیک کفش ها
در حاشیه ی جلسه ی قر آن می نشینم . من قرآن خواندن را یاد گرفته ام
، قرآن کتاب خوبی است
قرآن ما حاشیه ندارد هیچ کلمه ای را در حاشیه ننوشته اند ،اگر هم گاهی
کلماتی در حاشیه آن باشد ، آن کلمات حاشیه هم مثل کلمات دیگر عزیزو
خوبند .
من قرآن را دوسن دارم.
خوب است همه چیز مثل قرآن خوب باشد.
|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 19:13 توسط راه سبز |
به نام پدید آورنده ی سال ها سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزلر تقدیم تو باد گویندکه لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزارا بار تقدیم تو باد دوستای گلم سلام...... اول فرا رسیدن نوروز 88 رو به همه ی شما تبریک می گم امیدوارم از تک تک لحظه هاتون توی سال جدید به درستی استفاده کنید ببخشید این همه منتظرتون گذاشتم تصمیم گرفتم که یه تحولی توی این وبلاگ ایجاد کنم در مورد موضوعی که دوست دارید وبلاگ و به روز کنم ، هر سئوال یا هر چیزی که مد نظرتون هست تو قسمت نظرات بگید تلاشم و می کنم که خواستتون و انجام بدم .
به نام پدید آورنده ی سال ها
سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزلر تقدیم تو باد
گویندکه لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزارا بار تقدیم تو باد
دوستای گلم سلام...... اول فرا رسیدن نوروز 88 رو به همه ی شما تبریک
می گم امیدوارم از تک تک لحظه هاتون توی سال جدید به درستی استفاده کنید
ببخشید این همه منتظرتون گذاشتم تصمیم گرفتم که یه تحولی توی این وبلاگ ایجاد
کنم در مورد موضوعی که دوست دارید وبلاگ و به روز کنم ، هر سئوال یا هر
چیزی که مد نظرتون هست تو قسمت نظرات بگید تلاشم و می کنم که خواستتون
و انجام بدم .
|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 16:37 توسط راه سبز |